تبليغاتX
قصه های پایتخت

چه خوب مي‌شد اگه مي‌دونستيم تو لحظه‌ي تولد براي چي گريه مي‌كرديم. چه خوب بود خاطره روزي كه خدا به ما گفت بايد به اين دنيا بيايم رو يادمون بياد.

شايد اون روز به خدا مي‌گفتيم دوست نداري به اين دنيا پا بزاريم، شايدم گفتيم كه نتونستيم تا چند وقت راه بريم. همون روزي رو كه بال‌هامون رو به فرشته‌ها داديم و به خدا گفتيم كه هيچ وقت فراموشت نميكنيم.

امروز سالها از اون روز و خاطراتش مي‌گذره، از اون روز كه تا به دنيا اومديم سعي كرديم روي زمين پا بزاريم و راه بريم. راستي يادمون مونده به خدا چي گفتيم؟

 

 

 

نوشته شده توسط هوتی در ساعت 1:14 | لینک  |