86/10/17
دلم تنگ شده. دلم تنگ شده براي بوييدن صداي دريا. براي جاي پاي باد بر مثنوي درختان.
من به لبخندم اخم ميكنم تا بركه هم بداند من واقعا دلتنگم. دلتنگم و حنجرهام نايي براي آواز درد ندارد. قلك دلم هم پر شده از سكههاي غم و اين سنگيني و رنج نميگذارد نفسهايم به آسمان برسد و نگاهم هم آغوش ستاره شود. ولي چه كنم كه نميتوانم چشمهايت را وقت رفتن فراموش كنم.
پ.ن : بازم هرچي گشتم ديواري كوتاهتر از كلم پيدا نكردم، همرو سرش خالي كردم.
پ.ن2 : و هم اكنون زماني كه ياس هم عطري براي من خرج نميكند...
نوشته شده توسط هوتی در ساعت 23:15 | لینک
|
