87/05/27

ميخواهم در اين شب تاريك زندگي بي هيچ هراسي گام بردارم.
ميخواهم پيش بروم تا انتهاي جنگل تنهايي.
ميخواهم تا آنجايي بروم كه ديگر هيچ و هيچ و هيچ... غير از خود او...
ميخواهم بروم و بروم وبروم... تا خودِ خودِ خدا...
جايي كه روشني روز را در شب تاريك دنيا ببينم...
نوشته شده توسط هوتی در ساعت 2:13 | لینک
|
